امیرحسین عبدی

اندیشه های فرهنگی سیاسی

امیرحسین عبدی

اندیشه های فرهنگی سیاسی

امیرحسین عبدی

ای مردم‼
از دو چیز بیشتر از هر چیز بر شما بیمناکم!
متابعت از هوای نفس و آرزو های دور و دراز!
پیروی از هوای نفس٬ انسان را از مسیر حقّ باز می دارد!
و آرزوی دور و دراز، آخرت را از یاد می برد!
نهج البلاغه /خطبه۴٢

کلمات کلیدی

فکر درد

يكشنبه, ۷ دی ۱۳۹۳، ۰۹:۴۲ ب.ظ

فکر درد

کاش کسی پیدا شود، درد فکرمان را، درمان کند!

ما برای درمان فکر، جائی را نداریم! اما برای آنهائی که فکرشان از کار افتاده، تیمارستان ساختیم!

مگر نه این است که آدمی، زاده افکار خویش است و امروز به چیزی می رسد که دیروز به آن فکر می کرده؟

اصلا بگذارید جور دیگری بگویم!

انسانها برای پیاده کردن افکار خود، کلمه ساختند و امروزه کلمات مستعمل ما، همانی هستند که اندیشه ما بود(چه تعیینی و چه تعیّنی)!

بیاییم مرور کنیم بعضی از کلمات را:

انگلیسی ها به محل نشست و برخاست هواپیما "Air Portمی گویند. که معنی آن می شود: "بندر هوایی".

عرب ها به همین مکان "مطار" می گویند، یعنی "محل پرواز"

و  افغان ها به آن می گویند: "میدان هوایی"

ایرانی ها هم به آن فرودگاه می گویند!

نمی دانم چرا و چه کسی باعث مصطلح شدن این واژه شد!؟ چرا ایرانی ها از پرواز و هوا و آسمان و ...، فقط فرود را دیده اند!؟چرا اصل قضیه که "پرواز" بوده است را ندیده اند؟!

 

انگلیسی ها به محل مداوای بیماران می گویند:"Hospital، که به معنای (مکان آسایش و راحتی) است.

اعراب، به آن "مستشفی" می گویند. یعنی (مکان شفا گرفتن).

افغان ها به آن "شفاخانه" می گویند.

و ما ایرانی ها هم به آن ، تا قبل از پهلوی اول، "مریض خانه" و بعد از آن کمی شیک تر: "بیمارستان" می گوییم.

 

واقعاً چرا؟

شما با شنیدن کلمه بیمارستان، چه تصویری در ذهن تان ایجاد می شود؟ آیا غیر از این است که به محیطی افسرده، بی انرژی و پر از بیمار فکر می کنید؟

این کلمه در فارسی در واقع بیماردان است! (محل نگهداری بیماران). بر خلاف زبان های دیگر که محل خوب شدن و شفایافتن است.

چرا ما می گوییم "کسب و کار"؟ نمی گوییم کار و کسب؟!

مگر نه اینکه اول باید کاری باشد تا منجر به کسب شود؟!

چرا می گوییم "گفت و گو" ؟ مگر قرار است دو طرف فقط حرف بزنند؟! پس چه کسی قرار است بشنود؟ آیا نباید گفت: گفت و شنود؟

واقعیت این است که نوع ساخت این کلمات، نشانگر نوعی تفکر است.

حالا این کلمات زاییده چه تفکری هستند، سوالی ست که من هم جوابش را نمی دانم!!!

من این ناامیدی حاکم بر جامعه مان را نمی فهمم که چرا از شفا ناامید است و Hospital برایش خانه بیماران است و بس.

چرا پرواز را باور ندارد و Airport را هم محل نشستن می داند و امیدی به پرواز ندارد!

چرا به سخت کوشان مان می گوییم: خرکار!

به درس خوانان مان می گوییم: خر خوان!

و بسیار از کلمات منفی دیگر که در این مقال نمی گنجد.

کلمات، ویترین افکار ما هستند، با این واژه ها می شود فهمید چه فکری داریم!

راستی کسی پیدا می شود فکرم را درمان کند؟

 

  • امیرحسین عبدی

نظرات  (۳)

کسی پیدا می شود؟؟؟

سلام  استاد

خداقوت ان شالله بتونیم اینجا بهتر و بیشتر از مطالب و نوشته های زیباتون استفاده کنیم.

در پناه حق باشید.

یا علی

 


اسیر مانده ایم در بهانه های پاپتی
و میله های آهنین و عشق های ساعتی

حوالی نگاهمان دوباره صف کشیده است
صدای تیک  تاک غم , شماره های صنعتی !

امان از اشتباه های نا تماممان , همان
تفاخر همیشگی به هیچ های قیمتی !

میان قرن حادثه کجاست اتفاق عشق
نمانده در تسلط همان هبوط لعنتی ؟!

کسی نیامد از تبار انتظارمان ببین
که مانده ایم سخت در هجوم بی لیاقتی !
پاسخ:
شعر زیبایی بود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی